دو صفر چهل و چهار ... 00:44

هَذَا مَقَامُ الْغَرِیبِ الْغَرِیق .. الْمَحْزُونِ‏ الْمَهْمُوم .. هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِق .... و مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ ...

دو صفر چهل و چهار ... 00:44

هَذَا مَقَامُ الْغَرِیبِ الْغَرِیق .. الْمَحْزُونِ‏ الْمَهْمُوم .. هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِق .... و مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ ...

دو صفر چهل و چهار ... 00:44


دَرْ زُلْفِ چونْ کَمَنْدَشْ اِیْ دِلْ مَپیچْ کانْ‌جا

سَرْها بُریدِهْ بینیْ بی جُرم و بی جِنایَتْ

کاشیِ مسجدِ دل
  • ۹۷/۰۲/۱۳
    ...
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    ....
آخرین نقشِ کاشی

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

نبودم ننوشتم .. رفته بودم کمی برای زندگی تلاش کنم .. برای عشق .. برای دوست داشتن ..

می دونم خطاهام رو می بخشی .. می دونم نگاهت به من بود تا توانا بشم دوباره .. می دونم روح ت کنارم بود که خطا نکنم .. که اگر خطا کنم کمکم کنه .. از خطا بیرون بکشدم ..

قسم که به تو رسید زنده شدم دوباره ..

ممنون که هستی .. ممنون که خونت توی رگهام جاریه .. ممنون که مواظبمی ..

  • فاطمه‌‌ی پدر