دو صفر چهل و چهار ... 00:44

هَذَا مَقَامُ الْغَرِیبِ الْغَرِیق .. الْمَحْزُونِ‏ الْمَهْمُوم .. هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِق .... و مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ ...

دو صفر چهل و چهار ... 00:44

هَذَا مَقَامُ الْغَرِیبِ الْغَرِیق .. الْمَحْزُونِ‏ الْمَهْمُوم .. هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِق .... و مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ ...

دو صفر چهل و چهار ... 00:44


دَرْ زُلْفِ چونْ کَمَنْدَشْ اِیْ دِلْ مَپیچْ کانْ‌جا

سَرْها بُریدِهْ بینیْ بی جُرم و بی جِنایَتْ

کاشیِ مسجدِ دل
  • ۹۷/۰۲/۱۳
    ...
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    ....
آخرین نقشِ کاشی

دلتنگی

چهارشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۴:۳۴ ب.ظ

مدتهاست که ارامش شب از من گرفته شده ... تاریک که می‌شود پشت سیاهی ها خاطره ی چشمای تو و ننه میکشاندم به جنون ... دیشب زار زار گریه کردم ... آمد نشست کنارم و پرسید چی شده؟ ..هیچی؟ ... کسی چیزی گفته ؟ ... نه ... دلت تنگ شده؟ ... سر تکان دادم که بله ... بغلم کردم و سرم را بوسید .. سه بار ... برادر داشتن نعمت است ... و آدمی مثل من هیچوقت قدر نعمدت هاش را نمی داند ... و قدر رحمتهایی که بهش شده ... من فقط دلتنگم و دلتنگی امانم را برید دیشب ... دعا نمیکنم که شبها خوابم ببرد ... دلم می خواهد هر شب زار زار گریه کنم ...

  • فاطمه‌‌ی پدر

نظرات  (۱)

  • در مسلخ عشق
  • سلام؛ کلی دل نوشته هایتان را خواندم. نمی دونم خصوصی ودن یا عمومی و یا اینکه اجازه خوندن داشت یا نه!
    اما توی همه دلتنگیاتون خدا هم جا بدید همه چیز آسون میشه...
    پاسخ:
    سلام.

    چشم. اگر خودش مدد کنه ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی