دو صفر چهل و چهار ... 00:44

هَذَا مَقَامُ الْغَرِیبِ الْغَرِیق .. الْمَحْزُونِ‏ الْمَهْمُوم .. هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِق .... و مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ ...

دو صفر چهل و چهار ... 00:44

هَذَا مَقَامُ الْغَرِیبِ الْغَرِیق .. الْمَحْزُونِ‏ الْمَهْمُوم .. هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِق .... و مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ ...

دو صفر چهل و چهار ... 00:44


دَرْ زُلْفِ چونْ کَمَنْدَشْ اِیْ دِلْ مَپیچْ کانْ‌جا

سَرْها بُریدِهْ بینیْ بی جُرم و بی جِنایَتْ

کاشیِ مسجدِ دل
  • ۹۷/۰۲/۱۳
    ...
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    ....
آخرین نقشِ کاشی

زیارت هفتم

پنجشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۲:۱۲ ق.ظ

پنجشنبه بود .. غلغله بود. مردم آمده بودند عرض تسلیت ... پارسال هم همین موقع ها مرا صدا کرده بودی ... خیلی گریه کردم . خیلی زار زدم . دلت سوخت. گفتی شب مبعت هم بمانم حرم‌ت...

 

آن چند روزی که اصفهان بودم سه روز اولش سه بار آمدی به خوابم .. و هر بار از کنار آن قبرستان گذشتم و هر بار شکل آن سنگفرشها را دیدم دنیا رو سرم خراب شد

 

یادم باشد خوابهام یادم نرود ...

سید و بره 

لاغر بودنت مثل مادربزرگ

بغلم کردی و گفتی میرایام سیت ... یا من گفتم

  • فاطمه‌‌ی پدر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی